
عشقم ، قلبم ، عمرم ، جانم، بدون کی بی تو من
نمی مانم
ای رویای شور انگیزم ، بی تو من از همه گریزانم
چشمات که بهونه داره ، می خنده به من ستاره
میلاد منی با تو کنم عمر دوباره
پاییز دلم با نفسهات صبح بهاره
اگه بدونی ، اگه بدونی ، چقدر دوستت دارم
اندازه دنیا ، نه کمه، قد آسمون ها، نه کمه
مثل خواب و رویا ، نه کمه
تو گل تازه باغ بهشتی ، نمی شه مثل تو گل پیدا
تو رو خدای من هدیه داده ، به من مجنون و شیدا
تو خود عشقی و نور امیدی به شب ظلمت و تنهاییم
بی گل روی تو این منه عاشق ، نمی شه امروزش فردا
چشمات که بهونه داره ، می خنده به من ستاره
میلاد منی با تو کنم عمر دوباره
پاییز دلم با نفس هات صبح بهاره
اگه بدونی ، اگه بدونی ، چقدر دوستت دارم
اندازه دنیا ، نه کمه، قد آسمون ها، نه کمه
مثل خواب و رویا ، نه کمه
یه شب دیدم تو سرزمین رویا
از ابتدا تا انتهای دنیا
قصه عشق من و تو حک شده
یکی کی رو برگای درختا
چشمات که بهونه داره ، می خنده به من ستاره
میلاد منی با تو کنم عمر دوباره
پاییز دلم با نفس هات صبح بهاره
اگه بدونی ، اگه بدونی ، چقدر دوستت دارم
اندازه دنیا ، نه کمه، قد آسمون ها، نه کمه
مثل خواب و رویا ، نه کمه
آخه من به تو چي بگم ؟ با تو چي كار كنم؟خودت بگو ؟
وقتي صبحها خوابي و تو بغلم مي گيرمت تا ببرمت
چنان خودتو بهم مي چسبوني كه كم مي مونه
پشيمون بشم و نرم سركار و بيام كنارت و با صداي
نفسهات به خواب برم و لذت ببرم از حس خوب با تو
بودن.از لحظه اي كه تو ماشين ميشينم تا زماني كه
به خونه مامان ميهن برسيم چشم ازتو بر نميدارم .
نگاهت مي كنم و دلم مي خواد قلبم رو باز كنم و
بزارمت روي قلبم تا هميشه هميشه .
اما وقتي ميزارمت تو رختخوابت خونه مامان ميهن
و برمي گردم قلبم با تو همونجا مي مونه و واي به
روزي كه پشت سرم گريه هم بكني ديگه خدا به
داد كساني برسه كه اون روز با من كار دارن .
به خدا از گريه هات ديوونه ميشم و خودم هم تا
محل كارم بغض مي كنم و ميرم تو خيال و ........
عصري كه مي يام دنبالت وقتي با ذوق در رو باز
مي كني و پابرهنه براي اومدن تو بغلم بدو بدو
مي ياي تو راه پله دنيا مال من ميشه اون موقع
كه دستهات رو براي اينكه بغلت كنم مي گيري
بالا و تو بغلم مي پري ديگه هيچي از خدا نمي خوام
جز سلامتي تو، واي چه آرامشي دارم وقتي اينطوري
از اومدنم خوشحال ميشي دلم مي خواد اين صحنه
روزي چند بار تكرار بشه خصوصا زمانيكه تو محل كارم
خسته ام و بي تاب ديدن تو ...
آخه من قربون اون شكل ماهت برم ، مگه من برات
چي كار مي كنم كه روزي صد بار ميگي مامان
دوستت دارم مامان عاشگتم مامان بيا پيشم بشين بازي
كنيم .جديدا هم كه تمام حركات من و بابا فراز رو كاملا
ضبط مي كني و بعد از مدتي بدون هيچ كم و كاستي
اجرا مي كني . حتي قربون صدقه هاي مادرانه منو.
گاهي كه دارم كارهامو مي كنم يه دفعه مي ياي
پشت سرم و ميگي قربونت برم چيچار (چيكار)
ميكني؟ شچل ماهت (شكل ماهت)منو بغل
مي كني ؟ قربون لپهات برم من ....و من ديگه
فرزند شيفتگي ام ميزنه بالا و حسابي مي چلونمت
آخه جوجه تو رو چه به اين حرفها .اگه يه روز
خوردمت بدون تقصير خودت بوده ها....
شبها وقتي مي خواي بخوابي ميگي مامان بيا
تو بغلم بخواب و دست كوچولوت رو ميندازي
دور گردن من و صورتت رو مي چسبوني به صورتم
و هي بوسم مي كني و نجواهاي عاشقانه مادر و
پسر شروع ميشه كه پاكترين و بي غل و غش ترين
حرفهاي دنيا ست. پاك و بدور از هر نوع دروغ ........
...آخ كه چه لحظه هاي ناب و به ياد موندنيه .
گاهي كه هنوز بيداري و من پشتمو مي كنم بهت
داد مي زني كه مامان صورتتو ببينم من هم سر
به سرت ميزارم كه نميشه مي خوام بخوابم و
تو واقعا گريه مي كني كه مامان تو رو خدا بيا بغلم .
نمي دونم هنوز برام مشخص نيست كه كدوممون
بيشتر به هم نياز داريم ولي من فكر مي كنم
اين من هستم كه محتاج نوازش و محبت تو هستم
و احتياج دارم كه روزي صدبار بهم بگي دوستت دارم .
هنوز نميتونم شبها از خودم جدات كنم آمادگيشو
ندارم . دلم مي خواد شب هروقت چشممو باز كردم
تو رو كنار خودم ببينم .
ديشب تا بابا فراز خوابش برد
جوجو: مامان باز خرو پف شروع شد
من: خوب بهش بگو
جوجو: بابا فراز برو بيرون خروپف كن ما اينجا
مي خوايم بخوابيم
فراز كه بيدار بود و مي خواست صداي جوجو
رو دربياره با صداي بلند تر خرو پف مكرد
جوجو: اااا مامان ببينش صداش منو اذيت مي كنه
هي ميگه خروپف بي تربيت نكن
من: خوب چي كار كنم
جوجو: بلند شو با چاقو دهنشو ببر كه خرو پف نكنه
بعد هم خودشو زده به خواب و خرو پف مي كنه و
حالا نوبت بابا فراز بود كه اعتراض كنه كه پس چرا
خودت خرو پف مي كني؟ و اين داستان ادامه داشت
تا صداي من دراومد كه بابا جانم ساعت 12 شبه
تو رو خدا به من رحم كنيد .
|